|
خانه را |
| |
|
|
از خدائی گمشده |
|
|
|
لبريز میکند. | |
نوشته شده توسط کرگدن
نوشته شده توسط کرگدن
۱۳ مرداد
سالگرد کوچ « حسین پناهی » به سرزمین های خیالی اش...
بی تو
نه بوی خاک نجاتم داد
نه شمارش ستاره ها تسکینم
چرا صدایم کردی،چرا؟
سراسیمه و مشتاق
سی سال بیهوده در انتظار تو ماندم و نیامدی
نشان به آن نشان
که2000 سال از میلاد مسیح می گذشت
و عصر
عصر والیوم بود
و فلسفه بود و
ساندویچ دل و جگر!
خدایان توی تمام خانه ها سرک کشیدند
تمام درهای این شهر را
برای پیدا کردنت
کوبیدند.....
اما
آغوش مردی که
در قبرها می خوابید را
به کلی یادشان رفته بود
نوشته شده توسط کرگدن
به مناسبت سالمرگ غول زیبای رنج
« احمد شاملو »
من و تو يکی دهانايم
که با همه آوازش
به زيباترسرودی خواناست.
من و تو يکی ديدگانايم
که دنیا را
هر دم
درمنظر خویش
تازه تر می سازد.
نفرتی
از هرآنچه باز ِمان دارد
از هرآنچه محصور ِمان کند
دستی
که خطي گستاخ به باطل میکشد.![]()
من و تو يکی شوريم
از هر شعلهئی برتر،
که هيچگاه شکست را بر ما چيرهگی نيست
چرا که از عشق
روئينهتنايم.![]()
و پرستوئی که در سرْپناه ِ ما آشيان کرده است
با آمدشدنی شتابناک
|
خانه را |
| |
|
|
از خدائی گمشده |
|
|
|
لبريز میکند. | |