هنوز از من می پرسی چرا ؟
صدبار گفتم این معادله جواب ندارد.
تو هیچ وقت ریاضیت خوب نبود!
گوش کن :
اگه از احساست مشتق n ام بگیری و خالصشو ضرب کنی در بینهایت.....
ببخشید یادم نبود ریاضی رو دوست نداری!!
نوشته شده توسط آنی شرلی
+
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم آبان 1384ساعت 10:21 قبل از ظهر توسط سعید رضایی سعید
|
این دوگانه ی زیبا
صدای آواز
همه ی شعرهای من اند.
چشمهایت را می گویم
بانوی کوچک عشق های بزرگ...
نوشته شده توسط کرگدن
+
نوشته شده در سه شنبه هفدهم آبان 1384ساعت 0:29 قبل از ظهر توسط سعید رضایی سعید
|
از وقتی که
شروع کردم به دوست داشتن تو
روزنامه ها تیتر می زنند:
« شاعری که نوبل نگرفته بود
بر اثر صانحه ی تصادف
دیوانه شد »
نوشته شده توسط کرگدن
+
نوشته شده در جمعه سیزدهم آبان 1384ساعت 4:23 بعد از ظهر توسط سعید رضایی سعید
|
« بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه...»
توی این کوچه
سگ هم پر نمی زند.
حالا
تو هی خودت را
بزن به کوچه ی علی چپ؟!
نوشته شده توسط کرگدن
+
نوشته شده در یکشنبه هشتم آبان 1384ساعت 9:40 بعد از ظهر توسط سعید رضایی سعید
|