برندهي جايزهي نوبل ياسوناري کواباتاYasunari Kawabata در امريکا به خاطر رمانهاي بينظيرش به شهرت رسيد. اين رمانها عبارت بودند از دهکدهي برف، هزار درنا و يايتخت قديمي. اما خود کواباتا معتقد بود که ذات هنر او را ميتوان در داستانهاي کوتاهِ کوتاهش در مجموعهي Palm-of -the-Hand Stories پيدا کرد.
در طول زندگي هنرياش گاه و بيگاه به فرم بازگشت کمااينکه آخرين کارش Palm-sized نام داشت که صورت ديگري از رمان دهکدهي برف بود. اين اثر درست قبل از خودکشي او به چاپ رسيد.
داستان «خودکشی عاشقانه» از کواباتا را با هم می خوانیم:
۲-حتي پيش عاليجناب هم
از سر بر نمي دارد مترسك
كلاه بافته اش را.(دان سويي)
۳-زير يك بام
روسبيان نيز، خفته بودند؛
گلهاي شبدر و ماه.(باشو)
۴-اگر از هم جداشان كنم
شايد كه دستان ام آن ها را بيالايد؛
در كشتزار رهاشان كن و
مرا بگذار كه از سر احترام اين گل ها را
به تمامي بوداين گذشته و اكنون و آينده پيشكش كنم.(...)
۵-هيچ كس مگر مردان؛
و زني آنجا،
او چه گر مش است!(شيكي)
۶-خنكاي شامگاه؛
راستی را كه نيكبخت ام من
كه مرد به جهان آمده ام.(كي كاو)
۷-زن بي فرزند
چه ظريف رفتار مي كند
با عروسك ها.(ران ستسو)

من اين
جام را
به سلامتي همه شما مي خورم
به سلامتي
تمام آنهايي كه هيچوقت مست نكرده اند
و از بوي اين مي حالشان بهم مي خورد
اين جام را به سلامتي يار سرو قامت حافظ
سر مي كشم!
- نوش؟!
نوشته شده توسط كرگدن
نوشته شده توسط کرگدن