تبليغاتX
تنهایی های کرگدن و آنی شرلی
قانونی تصویب کنید
تا عشق همه جا آزاد باشد
انگار نه انگار
توی این سرزمین
یکی عاشق شده است

***
سرم می خورد به پنجره هایی که
هیچ کس در آنطرف شیشه هایشان
به تو زل نزده!

نوشته شده توسط کرگدن

+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت 7:58 بعد از ظهر توسط سعید رضایی سعید |

 

شب تاب بی دلیل می افروزد
پرواز بی هیچ علتی ، در بالهای عقاب است
 و کهکشان بی بادی سماع خویش را دنبال می کند
 من بی هیچ بایدی می سرایم
 باید که حلقه زنجیر را گسست
 باید که باید ها را به دور ریخت
 بر من جنون متبرک باد

نصرت رحمانی
 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 11:18 بعد از ظهر توسط سعید رضایی سعید |

حالا شاید
یکی پیدا شود و
تمام دردودلهایش را
به لبوفروش ها بگوید
تا جهان زودتر سهم عاشقانه هایش را بدهد
خیلی زودتر از آنکه
زمستان به پایان برسد و
لبوفروشها بیکار شوند

نوشته شده توسط کرگدن

+ نوشته شده در دوشنبه ششم آذر 1385ساعت 10:41 بعد از ظهر توسط سعید رضایی سعید |