ایسنا: منصور ياقوتي مجموعهي داستان «خط مرزي» را دربارهي جنگ تحميلي نوشت.
به گزارش خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين مجموعه با نام «خط مرزي» از سوي نشر نگيما براي دريافت مجوز نشر ارائه شده است.
همچنين به قلم او، مجلد دوم نقد و بررسي «شاهنامه» با عنوان «شاهنامهي فردوسي فراتر از زمانه» منتشر خواهد شد.
مجموعهي داستان «پروانه بر خاك» ياقوتي هم با بيش از 20 داستان از سوي نشر مرواريد به چاپ ميرسد.
به تازگي نيز از اين نويسنده، كتابهاي «فردوسي، اسطوره و رئاليسم»، «آتش و آواز» و ترجمهي «افسانههاي كردي» از زبان كردي از سوي نشر يادشده منتشر شدهاند.
منصور ياقوتي متولد پنجم اسفند سال 1327 در كرمانشاه است و پيشتر كتابهاي «زخم»، « گلخاس»، «كودكي من»، «داستانهاي آهودره»، «مردان فردا» (برگزيدهي جايزهي شوراي كتاب كودك)، «چراغي بر فراز ماديان كوه»، «پاجوش»، «دهقانان»، «افسانهي سيرنگ» و «توشاي؛ پرندهي غريب زاگرس» (نامزد بهترين كتاب سال 72 گردون) را منتشر كرده است.
مهرماه سال گذشته مطلبی با عنوان «سلام آقای مسقطی»روی وبلاگ قرار دادم که از قضای روزگار آقازاده ی اسماعیل مسقطی هم آن را خوانده و ما را مورد لطف قرار داده بود.
در بی خبری تعطیلات عید برای خرید در خیابان های حوالی بازار پرسه می زدم که نام اسماعیل مسقطی چشمانم را تیز کرد. حکایت از این قرار بود که او رفته بود. اما من خوشحال بودم. در روزهای زنده بودن این مرد به فکرش بودم. خوشحال بودم که برای هنرمندی مثل مرده خورها مرثیه ننوشته ام.
حالا هم دوباره می گویم: سلام آقای مسقطی!
روحش شاد و یادش گرامی باد.
سعید رضایی سعید: «تار در آغوش استاد، مانند كودكي آرام ميگيرد و دستان نوازشگر او مانند كسي كه با موهاي معشوقهاش بازي ميكند، نواختن تار را آغاز ميكند. صداي ساز در فضا ميپيچيد و....»
اين جملات روايتي بود از اسماعيل مسقطي،پيرمردي كه به «شيرين پنجه» بودن شهرت دارد و با سازش مانند يك انسان برخورد ميكند. از پلههاي يكي از سفرهخانههاي سنتي در خيابان مدرس كرمانشاه پايين ميروم. صداي آشنايي به گوش ميرسد كه به خاطر آن قدمهايم را تندتر ميكنم. مسقطي در ميانهي سفرهخانه نشسته و با نوايي محزون»تاتي مارگستم« را ميخواند. پنجهاش سريع روي تار بالا و پايين ميرود و زن و مردي جوان بيتوجه به اطرافشان از آينده صحبت ميكند ترانه به پايان رسيده است و بعضيها كه ميدانند اسماعيل مسقطي كيست،در حالي كه سعي ميكنند نگاهشان با نگاه استاد تلاقي نكند،جلو ميروند و پولي را بابت دستخوش، روي تختي كه استاد نشسته است ميگذارند و آرام آرام دور ميشوند.
خيليها موسيقي كرمانشاه را با اسماعيل مسقطي ميشناسند، اما او تا به امروز به حق خود نرسيده است. برخورد جامعه با هنرمند، در تعيين جايگاه هنرمند بسيار مهم است. اما گاهي هنرمند در مقابل ناسپاسي مردم و بيمهري مسئولاني كه قرار است به فرهنگ سر و ساماني دهند، راهي به جز عزلت و گوشهنشيني نمييابد.
داستان زندگي اسماعيل مسقطي، اين استاد بزرگ تار قرار نبود اينطور ادامه پيدا كند، اما اينطورشد. اسماعيل مسقطي در سال 1301 در شهر كرمانشاه به دنيا آمد. پدرش«محمد ابراهيم پسر مصطفي خان وكيل» از شاگردان ميرزا آقاخان پدر بوده است.اسماعيل كه درآن زمان خردسال بود با آوردن يك تخته نوازندگي پدر را تقليد ميكرد. از 12 سالگي بانواختن ضرب وارد دنياي بزرگ موسيقي شده ودر 18 سالگي به تار روي آورد. در مدتي كه «استاد مرتضي نيداوود» و «استاد يحيي زرينچه» در كرمانشاه اقامت داشتند ازآنها استفادههاي كافي برد و از راهنماييهاي مرحوم«استاد ابوالحسن صبا» بهرهي فراواني برد.
مسقطي در اين باره ميگويد:«خدمت استاد ابوالحسن صبا كه رسيدم، در حين درس دادن به شاگردانش بود. ايشان به بنده خيلي لطف داشتند و در تمام ترانههاي كردي را كه خودم ساخته بودم، ايشان به خط نت درميآوردند. بعداز آن به كرمانشاه برگشتم و نت تمام آهنگها را در راديو كرمانشاه گذاشتم. به مدت 18 سال از زمان تأسيس تا 2 سال بعد ازانقلاب با اركسترهاي مختلف همكاري داشتم. درآن زمان گروهي داشتيم كه با هم كار ميكرديم. «عبدالصمدي» و «مجتبي ميرزاده»، «محمود مرآتي»،«اكبر ايزدي»،«بهمن پولكي»، «حسن زيرك»، «محمود بلوري»،«حشمتاله لرنژاد»و «سيد اسماعيل پير خدري» بودند. پس از انقلاب تا 2 سال با راديو همكاري داشتم و بعد از آن به همراه خيليهاي ديگر از راديو كناره گرفتيم.»
اسماعيل مسقطي ميگويد:«تمام آهنگهايي كه با كمك مرحوم صبا نوشته بود، از بين رفته است و تنها اين آهنگها در حافظهي استاد باقي مانده است» اما همچنان با قدرت دست و پنجهاش آنها را مينوازد. مسقطي ميافزايد:»دو ترانهي «كچهكچه» و «نازنينه» را از همه بيشتر دوست دارم.اسماعيل مسقطي را بايد اعجوبهي بداههنوازي ناميد، چرا كه در مضراب مضراب ازكارهايش، بداههنوازي كه يكي از اركان موسيقي ايراني است قابل مشاهده است.
وي آثار و آهنگهاي زيادي را ساخته است. از اين آثار ميتوانند به «كچهكچه»،«به و به و»،«په پوسليماني» و «جميل جميله» اشاره كرد. شيوهي تارنوازي استاد اسماعيل مسقطي را ميتوان منحصر به خود او دانست. افراد زيادي مانند«حميدرضا طاهرزاده» تحت تأثير شيوهي تارنوازي اسماعيل مسقطي قرار گيرند.
مسقطي هيچگاه در تارنوازي مقلد نبوده است. او براي اهالي كرمانشاه نويدبخش شادي و سرور است. كساني كه صداي ساز استاد را شنيدهاند، اعتراف ميكنند كه از دردها و سياهيهاي جامعه لحظاتي دور شدهاند.
مسقطي كه به شيرين پنجه ملقب است، هيچ گاه موسيقي را در سراپردهي دل مستور نساخته است. چرا كه از نهاد اين مردم بوده و براي آنها نغمههايي از عمق روح و دل مينوازد. مسقطي در نوازندگي تار، سهتار، عود، ويولن، ضرب، دف، دايره و جاز مهارت كافي دارد.
در زماني كه شهر كرمانشاه زيرباران بمب و گلوله به سختي نفس ميكشيد، همانند يك نويسنده چيرهدست فضاي آن روزها را با نغمهي تار به تصوير ميكشيد. مسقطي جزيي از موسيقي فولكلور كردي است و شهرت و آوازهي فراوان در كردستان عراق دارد.
استاد به هر كس ميرسد ميگويد:«صفاي وجود شما»
اما من اين بار ميخواهم به احترام اين مرد بزرگ كلاهم را از سر بردارم و بگويم:«سلام آقاي مسقطي».