تبليغاتX
تنهایی های کرگدن و آنی شرلی

منصور ياقوتي نويسنده نام آشناي کرمانشاهي يکي از شاخصين ادبيات اجتماعي دهه 50 محسوب مي شود. وي به تازگي اقدام به تاليفات پژوهشي گسترده اي در زمينه شاهنامه و ديوان حافظ کرده است. آخرين اثر چاپ شده ياقوتي »خط مرزي« است. »خط مرزي« مجموعه داستاني با محوريت موضوع جنگ است. به بهانه چاپ اين کتاب با ياقوتي گفتگويي کرده ايم که در پي مي آيد:

* آيا شما به وجود ژانري به نام ادبيات جنگ در ادبيات امروز ايران اعتقاد داريد؟
- در رابطه با ادبيات جنگ در ايران عده اي کار کرده اند، منتها کارهاي انجام شده در حوزه هاي گوناگون به نظر من يک مشکل اساسي دارد. آن هم اين است که قريب به اتفاق آن ها از سطح استانداردهاي ادبيات جهاني بسيار پايين تر است. البته وجود جريان ادبيات جنگ را نمي توان کتمان کرد، اما کيفيت آن جاي بحث فراواني دارد.
* اجازه دهيد اول به تعريف مشخصي از ادبيات جنگ برسيم، بعد در مورد کيفيت اين ژانر در ادبيات ايران بحث کنيم.
- ادبيات جنگ به طور مشخص بعد از جنگ جهاني دوم به صورت جدي در سطح جهان مطرح شد. آثار مطرح اين حوزه در اروپا و به ويژه فرانسه از شاخص ترين آثار قرن اخير قلمداد مي شود. نويسندگاني مانند شولوخف و تولستوي و گونترگراس و... همه و همه در زمينه ادبيات جنگ آثار فاخري را به وجود آورده اند. آلمان و فرانسه در زمينه داستان کوتاه سردمدار ادبيات جنگ جهان بوده و هستند.
آن چه که مي توانيم بعد ازمطالعه آثار گوناگون ادبيات جنگ به عنوان معيار قلمداد کنيم، نگاه بي طرف به هر دو جبهه جنگ است. يک نگاه کاملاً رئاليستي و واقع گرايانه که از هر گونه جانبداري به دور است. به طور خلاصه بگويم ادبيات جنگ سعي در واکاوي انسان و رفتارهايش در موقعيت سخت و دشواري به نام جنگ دارد.
* در ايران وضع ادبيات جنگ چگونه است؟
- ماهنوز تعريف درستي از پديده ادبيات جنگ در ايران ارائه نکرده ايم، به همين خاطر شاهد هستيم که کار شاخصي هم تا کنون توليد نشده است. بايد بپذيريم که رئاليست با عکاسي از واقعيت تفاوت اساسي دارد.
اينجا گزارش سطحي از واقعيت را به عنوان رئاليسم مطرح مي کنند در اصل آدرس را گم کرده اندو هر چه قدر هم که کار کنند به جايي نمي رسند. رئاليسم يک جريان پيچيده و ظريف است.
اگر ما ادبيات جنگ درست و حسابي مي خواهيم بايد به قواعد رئاليسم پايبند باشيم به نظر من هنوز هم باید به شاخصين رئاليست در دنيا رجوع کرد.
* تحت عنوان ادبيات جنگ ژانري ديگري به نام »ادبيات دفاع« وجود دارد که بيشتر در کشورهايي که مورد تهاجم قرار گرفته اند، شکل گرفته و به راه خود ادامه مي دهد. شما فکر نمي کنيد ادبيات جنگ رايج در ايران بيشتر متعلق به اين بخش است؟
- ببينيد »ادبيات دفاع« همان ادبيات جنگ است، ما زياد سر لفظ مشکلي نداريم، اين طبيعي است که نويسندگان فرانسه داستان مقابله و دفاع کشورشان را در برابر ارتش نازي به تصوير بکشند و يا بعد از جنگ ويتنام نويسندگان آمريکايي به نوشتن »ضد جنگ« ها بپردازند.
جنگ يک واقعيت است و نمي شود آن را کتمان کرد، بايد وجودش را پذيرفت، چون اتفاق افتاده است. باز هم تکرار مي کنم پايبندي به اصول رئاليسم تمام زواياي جنگ را در قالب ادبيات نشان خواهد داد. تمام کساني که به صحنه جنگ وارد مي شوند (چه مدافع و چه مهاجم) انسان هستند و در شرايط صلح با همديگر سر يک سفره مي نشينند، اما شرايطي به وجود مي آيد که اين انسان ها با هم درگير مي_شوند. نويسنده رئاليست قبل از هر گونه قضاوت به اصل انسان بودن دو طرف جنگ مي پردازد. حالا درست است که شرايط غيرانساني سبب شده است که عده اي به هر صورتي حمله را آغاز کنند و آتش جنگ را شعله ور سازند، اما اصل انسانيت آدم ها را که نمي توان ناديده گرفت. چون همين آدم ها دوباره در شرايط انساني و صحيح هيچکدام از اين رفتارها را ندارند.
* ديدگاه هاي مختلفي در مورد جنگ وجود دارد، اين تفاوت ديدگاه ها چه طور در ادبيات جنگ نمود مي يابند؟
- بله ديدگاه ها خيلي وسيع و متنوع است. چون نحوه برخورد انسان ها با يک حادثه يکسان متفاوت است. تفاوت ديدگاه را مي شود پذيرفت، اما واقعيت را که نمي توانيم کتمان کنيم ما مردم کرمانشاه هر روز شاهد بمباران و کشته شدن زيادي از اقوام و دوستان و آشنايان خود بوديم. حالا نمي شود که اصل تهاجم عراق به ايران را منکر شويم. با واقعيت نمي توان شوخي کرد. ما مورد حمله عراق قرار گرفتيم و از خودمان دفاع کرديم، اين واقعيت است حالا هر کس مي تواند از يک زاويه به اين واقعيت نگاه کند.
* بزرگترين آسيب ادبيات جنگ در ايران را چه مي دانيد؟
- کليشه، کليشه و باز هم کليشه.من نمي دانم چرا از گذشتگان خود سرمشق نمي گيريم. به نظر من استاد جاودانه ادبيات جنگ در تمام دوران تاريخ فردوسي است فردوسي در شرح جنگ هاي گوناگون هيچ وقت دشمن را خوار و زبون و احمق تصوير نکرده است. »شود کوه آهن چو درياي آب/ اگر بشنود نام افراسياب« توجه کنيد، اين جا فردوسي دارد دشمن را توصيف مي کند.عقل هم مي گويد غلبه بر دشمن سست و کوچک و احمق چندان کار سخت و بزرگي نيست. فردوسي براي اين که از رستم اسطوره بسازد، دشمنانش را با قدرت و عظيم نشان مي دهد.
اشتباه استراتژيک ما در ادبيات جنگ اين است، دشمني تصوير کرده ايم که احمق است، بي دست و پا است. آن وقت بچه هاي من و شما به خاطر شکست دادن اين کوتوله ها برايمان دست نمي زنند. به نظر من سطح جنگ را با اين نوع نگاه خيلي پايين آورده ايم.
واقعيت اين است که صدام با حمايت مالي تمام کشورهاي عربي و با امکانات و تجهيزات مدرن و پيشرفته به ايران حمله کرد.
ما با تمام اين مشخصات از کشورمان دفاع کرده ايم. حالا نمي دانم چه اصراري است که ارزش اين دفاع را کاهش دهيم. متاسفانه مروج همين نگاه غلط دستگاه هاي رسمي متولي ادبيات جنگ هستند. اين قضيه بايد حل شود، و گرنه حرفي براي گفتن نخواهيم داشت.
* آيا آسيب پذير بودن ادبيات جنگ در ايران به نحوي مربوط به کم کاري نويسندگان مطرح در اين زمينه نيست؟
- بله، اگر ميدان ادبيات را عده اي به بهانه هاي واهي خالي نمي کردند اوضاع خيلي بهتر از اين بود. جنگ پديده ي خوبي نيست، اما يک واقعيت است. اين ديد را نمي توانم بپذيرم که نوشتن در مورد جنگ مخالف اصول روشنفکري است. يکي از مهيب ترين جنگ هاي دوران تاريخ در اين مملکت رخ داده است. اگر اين جنگ هر جاي ديگر دنيا اتفاق افتاده بود، صدها رمان ارزشمند در موردش نوشته مي شد.
البته نبايد نگاه هايي که مي خواهد ادبيات جنگ را کاناليزه کنند، فراموش کنند. اين نوع برخوردها هم بر جلوگيري از توليد آثار خوب موثر است. هنرمند مستقل است و با اساسنامه و بخشنامه نمي توان صاحب ادبيات جنگ شد. اگر محدوديت ها کاهش يابد شايد نويسندگان رغبت بيشتري براي کار در اين حوزه پيدا کنند.
* در مورد آخرين کتابتان، »خط مرزي« براي ما توضيح دهيد؟
»خط مرزي« را بر اساس يک نياز دروني نوشتم. البته اين سوژه ها مدت ها مغز من را درگير خودش کرده بود. قبل از اين که شروع به نوشتن کنم آثار شاخص ادبيات جنگ جهان را مطالعه کردم تا از تجربيات آن ها هم کمال استفاده کرده باشم. تمام سوژه هايي که اين داستان ها براساس آن ها شکل گرفته کاملاً مستند است. دوستاني داشتم که به نوعي با جنگ مرتبط بودند يا اسير بودند و يا مجروح جنگي و يا کسي از اعضاي خانواده شان را از دست داده بودند؛ به عبارتي کوچکترين خيالبافي اي در مورد اين سوژه ها صورت نگرفته است.
سعي کردم از وادي افراط و تفريط دور بمانم. البته اقتضاي سن من هم اينطور ايجاب مي کند منصور ياقوتي الان 61 ساله است.
شايد بعد از اين هم در اين حوزه کار کنم. به تازگي با يک نفر آشنا شده_ام که برادرش شهيد شده، زندگي اين شهيد خيلي برايم جذاب است و قصد دارم در قالب داستان آن را بازگو کنم.
* ظاهراً در کرمانشاه سوژه هاي مناسبي جهت فعاليت در زمينه ادبيات جنگ وجود دارد، »خط مرزي« نمونه موفقي است. اما چرا تا کنون آن چنان که بايد و شايد به اين سوژه ها پرداخته نشده است؟
- به غير از يک داستان، تمام داستان هاي اين مجموعه به بيان رخدادهاي جنگ در کرمانشاه مي پردازد. البته عمدي در کار نبوده اما نتيجه کار اين است.
من دوستاني دارم که 10 سال در مناطق جنگي بوده اند و داستان نويس هم هستند، اما تا به حال يک خط هم درمورد جنگ ننوشته اند. واقعاً دليل اين بي ميلي رانمي دانم.
* دستگاه هاي رسمي متولي ادبيات جنگ در شکوفا شدن ادبيات جنگ چه نقشي دارند؟
- به نظر من اين دستگاه ها بايد پاي خود را از حوزه تعيين خط مشي و استراتژي براي ادبيات جنگ بيرون بکشند و به عنوان يک منبع تغذيه کننده فکري براي نويسندگان عمل کنند.چون اگرنتيجه اي داشت طي اين چندين سال ما مي ديديم. تمام سرمايه گذاري هاي دولتي در مورد ادبيات هرز رفته است.
ادبيات جنگ نياز به متولي ندارد و اگر هم کسي مي خواهد در اين حوزه متولي باشد ،بايد از اهالي ادبيات باشد، نه از صنف هاي ديگري که اصلاً ادبيات را نمي شناسند. 
 در حال حاضر مشغول چه کاري هستيد؟
- منتخب بهترين داستان هاي کوتاه دنيا توسط يک ناشر براي اخذ مجوز وزارت ارشاد ارائه شده است. تصحيح ديوان حافظ براساس يک نسخه قديمي و مجموعه داستان »پروانه بر خاک« هم اگر مشکل خاصي پيش نيايد در آينده به چاپ خواهند رسيد. البته رمان »دهقانان« که در سال هاي 57و 58 منتشر شد، مجدداً تجديد چاپ خواهد شد.

+ نوشته شده در شنبه نهم آذر 1387ساعت 4:38 بعد از ظهر توسط سعید رضایی سعید |