سعید رضایی سعید- ۱۹ بهمن ۱۳۸۳

محمود خوشنام - کارشناس موسیقی
منبع بی بی سی
بیست سال از مرگ مرتضی حنانه، موسیقیدان پیشرو ایرانی میگذرد و هنوز نام او و نظرات نوآورانهاش نقل محافل فرهنگی است. جاذبهای چنین پایا و مستمر را در کمتر موسیقیدان دیگری از سرزمین ایران میتوان پیدا کرد. البته بخشی از این جاذبه را میتوان ناشی از دستاوردهای موسیقایی او به حساب آورد. ولی نباید از عوامل دیگری که در شکل گیری جاذبه فرهنگی او نقش داشته است غافل ماند.
- مهدی رستم پور کارشناس و مجری برنامه دایره طلایی بعد از مسابقات کشتی فرنگی قهرمانی جهان در دانمارک به ایران بازنگشت و به اروپا پناهنده شد.
- جعفر پناهی کارگردان ایرانی ممنوع الخروج شد.
- شفیعی کدکنی ایران را به مقصد آمریکا ترک گفت.
و....
نگاهم کن! گیج شده ام.
ایسنا: رمان قرن هجدهمي «تريسترام شندي» نوشتهي لارنس استرن با ترجمهي ابراهيم يونسي تجديد چاپ شد.
اين رمان براي نخستينبار 11 سال پيش با ترجمهي يونسي منتشر شده بود و حالا با تغيير ناشر، از سوي انتشارات نگاه تجديد چاپ شده است.
در اين رمان، سرگذشت تريسترام شندي و نزديکانش از زبان او با آميزههايي از طنز و مطايبه آمده است.
در اين اثر، راوي ميخواهد داستان زندگياش را براي خواننده تعريف کند؛ اما تا پايان رمان که نسبتاً حجيم نيز هست، حتا به تولد خودش هم نميرسد. راوي ميخواهد فاصلهي کوتاه مقدمهي رمان را بپيمايد که در واقع، فاصلهي وقايع قبل از تولد تا ماجراي تولد اوست؛ ولي هرچه پيش ميرود، به نقطهي آغاز نميرسد.
لارنس استرن سال 1713 در ايرلند متولد شد. در سال 1759 با نوشتن جزوهاي با عنوان «يک رمان سياسي» که بعدها به «تاريخچه يک ساعت جيبي گرم و خوب» معروف شد، ذوق ادبي خود را کشف کرد. او سپس كتاب «تريسترام شندي» را نوشت و هدفش از نگارش آن، به دست دادن اثري متضمن بذله و مطايبه و مطالب طنزآميز بود.
با انتشار دو جلد نخست «تريسترام شندي» در 1759، لارنس استرن يکشبه به شهرت رسيد. بخشهاي بعدي «تريسترام شندي» در سال 1761 و سالهاي 1765و 1767 منتشر شدند و بخشهاي پاياني آن در سال 1769 پس از مرگ نويسنده انتشار يافت.
اين کتاب در 664 صفحه (مصور) و شمارگان دوهزار نسخه وارد بازار کتاب شده است.
چندي پيش نيز رمان «خانهي قانونزده»ي چارلز ديکنز با ترجمهي يونسي از سوي نشر يادشده وارد بازار کتاب شد.
احمد شاملو در کتاب قصه های کوچه می نویسد: حکایت را ا. امینی با پرداخت شیرینی به عنوان علی بونهگیر در کتاب خود داستانهای امثال نقل کرده اما ابتدای روایت وی در مقایسه با نسخهیی که ما در اختیار داریم ناقص است و آخر قصه را هم به نحو ناجوری سرهم بندی کرده. در بخش میانی قصه، یعنی در حوادث فردای عروسی روایتی که میآوریم، از پرداخت زنده یاد امینی نیز سود جستهایم:
نویسندگان بزرگ از گرفتاری های بزرگ روزگار خود می نویسند