تبليغاتX
تنهایی های کرگدن و آنی شرلی

سعید رضایی سعید: حدود 3 سال پیش منصور یاقوتی از من خواست اگر داستانی دارم به دست او برسانم، چون که آرش سنجابی دارد داستان های نویسندگان کرمانشاهی را جمع می کند تا در یک مجموعه منتشر سازد.

اطاعت امر کردم و «لیلا، روایت دوم» را که در سال 84 نوشته بودم به دست یاقوتی رساندم. حالا این داستان در کتابی به عنوان«داستان هایی کوتاه از ادبیات کرد» توسط انتشارات مروارید و با مقدمه درویشیان و همراه با داستان های نویسندگانی مانند منصور یاقوتی، درویشیان، اسماعیل زرعی، لاری کرمانشاهی و ... چاپ شده است.
بی انصافی است اگر تلاش صادقانه آرش را خسته نباشید نگویم. اما نکاتی هست که باید گفت:

1- کاش اسم این مجموعه را می گذاشتند«داستان های کرمانشاه». هیچ دلیلی ندارد زیست بوم یک نویسنده یا ریشه های قومی اش ، اثرش را به یک نوع ادبیات با جغرافیای خاص پیوند دهد. خودم را می گویم. من فقط حدود 6 سال است که در کرمانشاه زندگی می کنم و کلی هم در رابطه با فرهنگ مناطق غرب کشور مطالعه داشته ام و مطلب تهیه کرده ام ، اما رابطه داستان «لیلا روایت دوم »با ادبیات کرد را نمی فهمم. حتی همان ریشه های قومی مورد نظر آقای سنجابی بزرگوار را هم ندارم.البته اگر شوخی بی مزه ی «از کجا زن گرفته ای، اهل همان دیاری» را مدنظر قرار دهیم، از همه دوستان کرمانشاهی ترم؟!
2- برای من باعث افتخار است داستانم را در کنار این اسامی و در یک مجموعه می بینم. فکر کنم تنها مجموعه ای است که با تمام اگر و اماهایش توانسته چشم اندازی گسترده از وضعیت داستان نویسی در کرمانشاه ارائه دهد. داستان نویسی در کرمانشاه سابقه ای تقریبا صد ساله دارد و ریشه های اسطوره ای این سرزمین ذهن روایی مردم این منطقه باستانی را  هزاران سال است که شکل داده . تمام این موضوع را خیلی بهتر و کاملتر منصور یاقوتی در مقاله تحقیقی «صد سال داستان نویسی در کرمانشاه»( چاپ شده در هفته نامه آوای کرمانشاه) نوشته است.
3- متاسفانه به دلیل وضعیت نامناسب نشر کتاب در ایران فاصله زیادی بین جمع آوری داستان ها تا چاپ شدن کتاب ایجاد شد. اگر امروز کسی از من داستانی را جهت چاپ در مجموعه ای می خواست، مطمئنا داستان«لیلا روایت دوم» را به او نمی دادم. توی این چهار سال کلی نگاهم به داستان و شیوه ام تعیییر کرده است. تجربه ای است مربوط به گذشته با اشکالات فراوان که با چهار سال تاخیر شانس انتشار را پیدا کرده است.
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 10:6 قبل از ظهر توسط سعید رضایی سعید |